شهرسازی حقیقت گرا

پشت دریاها شهریست...

شهرسازی حقیقت گرا

پشت دریاها شهریست...

خدا پشت دریاها شهری دارد که به اندازه ی چهل روز طول می کشد تا خورشید آن را بپیماید ، و در آن مردمی هستند که هیچ گاه گناه نکرده اند و ابلیس را نمی شناسند.
« مجلسی جلد 54 ص 333 »
نویسنده:
حسین فتحی اکبری پور

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

مکتب اصفهان و درد سر های امروزش

چهارشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۵۹ ق.ظ | حسین فتحی اکبری پور | ۲ نظر

(سعی می کنم در چند مطلب به تبیین شخصی خود از مکتب اصفهان بپردازم ولی به دلایل جمع بندی زیاد مطالب و مشغله درسی تاریخ نشر مشخص نیست) :) ممنون از مطالعه شما 
شماره یک

 برای گفتن از مکتب اصفهان باید ابتدا آن را و دقیقا جایگاه آن را بشناسیم. ما و آن! در غیر اینصورت کمتر پرسشی راه   به جایی می برد...

 از نظر دکتر حبیبی مرده بودن مکتب اصفهان به خاطر مدرنیته می داند، به شخصه مبانی نظری مکتب اصفهان را   درک نمی کنم،که یک موجود فارغ از زمان در زمان خلق می شود! و بعد می میرد! حمله افغان ها بهانه است
 در واقع این مکتب به نظرم بدون زمان است...

 مکتب اصفهان فارغ ار گزاره هایش کاربرد دارد، شاید هم به خاطر مدرنیته کاربردی نمی شود.

 اما اینجا خاطر مدرنیته چیست؟! اگر این مکتب به روز می شد مدرنیته غلبه ای بر ما پیدا نمی کرد.

 چگونه بود که در صدر اسلام بسیاری از دارایی های باستانی ایرانی حفظ شدند و کماکان منشا اثر می شدند؟ با اینکه   هم اسلام و هم فرهنگ یونانی بر آن حمله کردند ؟

 لزوم مبانی نظری خیلی مهم است ! تئوری باید روشن باشد.

 می گوییم این مکتب جمع بندی گذشته است ! پس حدود و ثغور آن چه می شود ؟ هیچ حدی ندارد ؟ صفت مکتب   اصفهان چیست؟

 من هم قبول دارم در اصفهان حرکتی تفکری همه جانبه و عمیق وجود داشته. اما اگر می خواهد شهر جدید با شهر   قدیم به صحبت بنشیند و اگر می خواهد معنای شهر قدیم را بفهمد باید بر پایه و اساسی استوار باشد، نمی تواند به   مکتب اصفهان پرتاب شود ! باید ارتباط امروز من و شما و دکتر با آن معلوم شود. بدون جایگاه بدون لغت بدون زبان که   نمی توان حرف زد. بدون جایگاه و معیار بدون درک اینکه ما کجاییم و آن کجا، چگونه می توان مثالی زد و درستی آن   را سنجید ؟! شما مسجد جامع و یا مسجد شیخ لطف الله را چگونه درک میکنید؟ چه معنایی دارد ؟ فکر نمی کنید   کمی این محدوده برای تفسیر وسیع است ؟!!

پ ن: هانری کربن اولین کسی بود که واژه مکتب اصفهان را به کار برد شهر بی گمان با فلسفه نسبت دارد اما بی گمان   این نسبت نسبتی پیچیده است که دردوران ها تاریخی متفاوت بوده است گاهی فلسفه مفهوم خود را در شهر جستجو   می کرده است. اگر نسبت شهر و فلسفه همواره یکسان بود قبل از دوران تحولات بزرگ شاهد تدوین آرمانشهرهای فلسفی نبودیم.


  • حسین فتحی اکبری پور

نظرات  (۲)

 سلام
 مختصر مفید (خوب بود)
 ولی سوال؟
 چرا از فلسفه بوعلی و سهروردی خبری نبود؟
  منظورم اینه  هانری کربن چه دید که شیفته شد ... و چرا؟
 ممنون
پاسخ:
 علیکم
 ممنونم از مطالعه
 اینکه چه شد و ترکیب چه بود که مکتب الهی اصفهان از کربن مطرح شد را در مطالب بعدی میگم ولی مهم برای ما 
 بررسی ریشه ای مسئله است... و مبانی نظری اش
  اینکه حالا کربن گفته مکتب اصفهان و حتی اینکه همان فلاسفه و همان سازندگان بر سر بحث می نشستند مبانی نظری نیست . تئوری باید روشن باشد. همانطور که در فلسفه روشن است. همانطور که ملاعلی نوری 50 سال فلسفه ملاصدرا را شرح داد تا جا افتاد! مکتب اصفهان در شهرسازی  هنوز که هنوزه چیزی جز عطسه ی پست مدرن نیست .

 
 سلام آقای فتحی
 آفرین، خیلی دل و جرات میخواد این حرف شما
 ولی به نظرم ادامه نده 
یعنی  ابتدا با یک استاد اندیشه ات را مطرح کن بعد نشر اش بده نه 
 شاد و پیروز باشید
پاسخ:
سلام استاد 
 ممنونم استاد
  به روی چشم استاد 
 ولی
 "حسین از نعمت خدادادی 
 سخن نغز گوید و کوتاه"
 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی